خرید بک لینک
فراموش می شود؟... هرگز. التیام هم نمیابد. فقط عادت می کنیم. ما انسان ها اینگونه ایم. به جاهای خالی عادت می کنیم و از یک روز به بعد دیگر تلخ می خندیم. خداوند انسان هارا اینگونه آفریده است. آخر او از اول می دانست قرار است قلب هایمان صد تکه شود و فقط آن قسمتی بماند که مربوط به پمپاژ خون است تا بقیه ی این راه را زنده بمانیم ، تلخ زنده بمانیم. تلخ نفس بکشیم. می دانی... آدمها اگر عادت نکنند نمی توانند صبح بیدار شوند، نمی توانند خیابان را تنها قدم بزنند، نمی توانند از گرمای پَرتوان خورشید گرم شوند. آدمها اگر عادت نکنند می میرند. آدمها اگر عادت نکنند دیگر آدم نیستند. میشوند یک ماشین فرسوده که عاقبتش قبرستان ماشین هاست. کهنه و به درد نخور. اما این میان آدمهایی هم هستند که عادت نمی کنند. همان هایی که می شوند وصله ی ناجور. مجنون و بی پروا. انسان ها در خود می شکنند و صدایشان در نمی آید و این بدترین قسمت ماجراست. این که تو بدانی و هیچکس... و دقیقا هیچکس نداند. امروز صبح هوا آنقدر زیبا بارانی بود که حتی اگر عادت نکرده باشی هم می توانستی ریه هایت را از عطر پاییز پر کنی و آسوده به آسمان لبخند بزنی.

برچسب: عادت می کنیم,عادت می کنیم شعر,عادت میکنیم pdf,عادت میکنیم به داشتن چیزی,عادت میکنیم دانلود,عادت میکنیم پیرزاد,عادت می کنیم نقد,عادت مي كنيم,عادت مي كنيم زويا پيرزاد,رمان عادت می کنیم, نویسنده: آرین عابدی تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 6:25

وقتی از خواب می پَرَم معمولا یاد آدم هایی می افتم که در گذشته ی ام کم رنگ ترین نقش را داشته اند. آدم هایی که شاید جمعا 24 ساعت ندیده باشمشان. یا بیشتر از 3 جمله رد و بدل نکرده باشیم. اما یادشان می افتم آنچنان عمیق که انگار مثلا عضوی از وجودم باشم و آنقدر غمگینشان می شوم که انگار این عضوی از وجود را روزی با انبردست قِلِفتی کَنده باشند و حالا پس از سال ها جایش خوب نشده باشد. مثلا امشب یاد کسی افتادم که حتی اسم من را هم نمی داند. فرض کن! حتی اسم. اسمی که جز ابتدایی ترین ویژگی های آدم است. اما آنچنان دلم برایش گرفت و نگرانش شدم که احساس کردم شاید الان گوشه ای از دن

برچسب: نون حقق حلم,نونو حبيب امه,نون حبوب مناعه,نون حريم,نون حفل المغرب,نون حفل تونس,نون حلا الترك,حلوين ديمة بشار نون,نون حلوا,نون حلال, نویسنده: آرین عابدی تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 6:41

روز اول که به استاد سپردند مرا / دیگران را خِرَد آموخت مرا مجنون کرد

برچسب: حافظ چه می گوید ؟,حافظ چه میگوید,احمد کسروی,کتاب حافظ چه میگوید, نویسنده: آرین عابدی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 22:18

حالا صحنه خالی ست

و من آنجا ایستاده ام

و همه ی اطرافم خالی ست

و اگر خیال بازگشتن نداری

آنها مجبور میشوند پرده را پایین بیاورند

برچسب: از نویسندگان معاصر ایرانی,از نویسندگان معروف ایتالیا,از نویسندگان ایرلند,از نویسندگان ایرانی, نویسنده: آرین عابدی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 22:18

مهر امسال تنها یک روز و چند ساعت فرصت دارد تا بدترین نباشد

می دانی ... گاهی توی همین یک روز و چند ساعت ها همه چیز عوض می شود ، ورق بر می گردد . ورق را برگردان ...

برچسب: نویسنده: آرین عابدی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 22:18

صفحه بندی